این اهنگ رو به سفارش یکی از عزیزان گذاشتم امیدوارم همه خوششون بیاد .در انتها نظر یادتون نره
به نام انکه هر چه هست از اوست
با عرض سلام خدمت تمام دوستان عزیزی که این کلبه حقیر رو قابل دنستن وبه اون پانهادن ویه عذر خواهی ببخشید مدتی نبودم ولی بازم تشکر از دوستانی که به یادم بودن .خوب نوشتن رو به پایان
میرسونم .موفق باشید وپیروز آرزومند آرزوهایتان مجتبی
به اندازه فاصله زانو تا زمين!
روزي دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسيدند:
" فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟"
استاد اندكي تامل كرد و گفت:
"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!"
آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل
پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين
نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در
آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. "
دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به
اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و
همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگري داشت."
آندو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد
دو جوان لبخندي زد و گفت:
" وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد.
بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به
عمل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد. باز هم مي گويم
فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن
ايستاده است!"

مجله اقتصادی «فوربس» مردم 10 كشور جهان را به عنوان شادترین ساكنان این كره خاكی اعلام كرد. یكی از معیارهای انتخاب این 10 كشور به عنوان شادترین كشورها در جهان، میزان تولید ناخالص داخلی در این كشورها بوده است.
كارشناسان مجله اقتصادی «فوربس» طی تحقیقات خود اعلام كردند كه ساكنان 10 كشور جهان، جزو شادترین و خوشحالترین مردم روی كره زمین به شمار رفته و با توجه به بحران اقتصادی روز به رشدی كه جهان را در بر گرفته، مردم این 10 كشور باز هم شاد هستند.
بنا بر گزارش رسمی مجله «فوربس» ، كشورهای دانمارك، فنلاند و هلند در صدر این لیست قرار داشته و پس از آن سوئد، ایرلند، كانادا، سوئیس، نیوزلند، نروژ و بلژیك به ترتیب در ردههای بعدی قرار دارند.
این در حالیست كه بر اساس گزارش مجله فوربس، میزان رضایتمندی مردم از زندگی در دانمارك 90.1 درصد ، فنلاند 85.9 درصد ، هلند 85.1 درصد ، سوئد 82.7 درصد ، ایرلند 81.1 درصد ، كانادا 78 درصد ، سوئیس 77.4 درصد ، نیوزلند 76.7 درصد ، نروژ 76.5 درصد و در بلژیك 76.3 درصد است.
علاوه بر این، در گزارش سال 2005 میلادی مجله اقتصادی «فوربس»، كشورهای مكزیك، غنا، سوئد، انگلستان و چین جزو شادترین كشورهای جهان به شمار میرفتند اما به دلیل بروز مشكلات ناشی از بحران اقتصادی و افزایش خودكشی و دیگركشی و از همه مهمتر، افسردگی شدید در میان مردمان این كشورها، كارشناسان فوربس این پنج كشور را از فهرست خود به عنوان شادترین مناطق زمین حذف كردند.
یكی دیگر از معیارها، میزان ساعت كاری در هفته است، به طوری كه در كشورهای اسكاندیناوی مردم كمتر از 37 ساعت در هفته كار میكنند، ولی در كشورهایی نظیر چین مردم بیش از 47 ساعت در هفته كار میكنند، اما همچنان از زندگی مینالند و از نوع زندگی خود ناراضی هستند.
علاوه بر این، میزان بیكاری در كشورهایی نظیر دانمارك دو درصد، در نروژ 2.6 درصد و در هلند 4.5 درصد است اما این میزان بر اساس اعلام وزارت كار آمریكا در این كشور هم اكنون 9 درصد تخمین زده شده است.
به همین دلیل گفته میشود كه این 10 كشور جزو بهترین و شادترین مناطق روزی زمین به شمار میروند و میزان طول عمر مردم در این 10 كشورها ، 85 تا 90 سال است.

راهی متفاوت برای ابراز عشق
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.
برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.
شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند...
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.
شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.
ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...
همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.
ببر رفت و زن زنده ماند...
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...
قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند .
پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...


زني با لباسهاي كهنه و نگاهي مغموم، وارد خواروبار فروشي محل شد و با فروتني از فروشنده خواست كمي خواروبار به او بدهد.
وي گفت كه شوهرش بيمار است و نميتواند كار كند، كودكانش هم بيغذا ماندهاند.
فروشنده به او بياعتنايي كرد و حتي تصميم گرفت بيرونش كند. زن نيازمند باز هم اصرار كرد. فروشنده گفت نسيه نميدهد.
مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به فروشنده گفت: ببين خانم چه ميخواهد خريد او با من.
فروشنده با اكراه گفت: لازم نيست، خودم ميدهم!
- فهرست خريدت كجاست؟ آن را بگذار روي ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر !
زن لحظهاي درنگ كرد و با خجالت، تكه كاغذي از كيفش درآورد و چيزي روي آن نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت.
همه با تعجب ديدند كه كفه ترازو پايين رفت.
خواروبار فروش باورش نميشد اما از سرناباوري، به گذاشتن كالا روي ترازو مشغول شد تا آنكه كفهها با هم برابر شدند.
در اين وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوري، تكه كاغذ را برداشت تا ببيند روي آن چه نوشته است.
روي كاغذ خبري از فهرست خريد نبود، بلكه دعاي زن بود كه نوشته بود:
اي خداي عزيزم! تو از نياز من باخبري، خودت آن را برآورده كن.
فروشنده با حيرت كالاها را به زن داد و در جاي خود مات و مبهوت نشست.
زن خداحافظي كرد و رفت و با خود انديشيد:
فقط خداست كه ميداند وزن دعاي پاك و خالص چقدر است...